بیکار بودم امدم وبلاگ زدم free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
وبلاگ من رو فیلتر کردن !!!



اگر روزی تهدیدت کردن بدان در برابرت ناتوانند...
اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست...
اگر روزی ترکت کردن بدان لیاقت با تو بودن را نداشته اند...
«دکتر علی شریعتی»
مرگی که ضرری برای هیچ کس نداشته باشد،بی ارزش ترین مرگ هاست.
«دکتر علی شریعتی»
خدایا....بر اراده.دانش.عصیان.بی نیازی.حیرت.لطافت روح.شهامت و
تنهایی من بیفزا
«دکتر علی شریعتی»
وطن آدمی ایمان آدمی است نه خاک آدمی......
«دکتر علی شریعتی»
در دنیا و در آخرت جز از خود از هیچ چیز و هیچ کسی نباید ترسید....
«دکتر علی شریعتی»
فلسفه زندگی انسان در این جمله خلاصه میشود.......
فدا کردن آسایش زندگی برای فراهم آوردن وسایل آسایش زندگی
«دکتر علی شریعتی»
مذهب شوخی سنگینی با من کرد .سالها مذهبی بودم بی آنکه
خدایی داشته باشم.......
«دکتر علی شریعتی»
همیشه رفتن رسیدن نیست.اما برای رسیدن باید رفت.در بن بست هم راه آسمان باز است.
«دکتر علی شریعتی»
از شریعتی میپرسن چرا سیگار ؟سیگار طول عمر آدم رو کم میکنه دکتر در جواب میگه من به عرض زندگی فکر میکنم نه به طول زندگی
رسم زندگی این است یک روز یکی رو دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی اون رفته و همه چیز تمام شده است .....مثل یک مهمانی که به آخر رسیده و تو به حال خود رها میشوی .این رسم زندگی است و تو نمیتوانی آن را تغییر دهی،پس تنها آواز و این تنها کاری است که از دست تو بر می آید.
دکتر علی شریعتی»
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی میخواهم در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم .کمی با کفش های او راه بروم...
«دکتر علی شریعتی»
1 ـ سعی کنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید :به این ترتیب به نظر کارمند سخت کوشی می رسید که قرار است در جلسه مهمی شرکت کنید . کسانی که دستخالی این طرف و آن طرف می روند عاطل و باطل به نظر می رسند و تصور عموم از کسانی که « روزنامه » زیر بغل دارند این است که زیر کار در می روند به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش می کنند .2 ـ برای اینکه به نظر برسد سرتان شلوغ است ، از کامپیوتر استفاده کنید .استفاده از کامپیوتر در نگاه خیلی از کسانی که چشم شان به شما می افتد مترادف « کار » است در حالی که شما می توانید فرصت را مغتنم شمرده و ایمیل های شخصی دریافت و ارسال نمایید ، چت کنید در مورد موضوعات مورد علاقه خود search کنید ، وبلاگها و سایت های مورد علاقه خود را نگاه کنید و بدون اینکه ذره ای کار انجام داده باشید حسابی خوش بگذرانید و اگر زمانی توسط رئیستان گیر افتادید ( که حتماً گیر می افتید ) بهترین دفاع این است که ادعا کنید در حال یادگیری نرم افزار جدیدی هستید که به نوعی به کارتان مرتبط است .3 ـ میز کارتان را به هم بریزید :اطراف خودتان را حسابی با اسناد و جزوات و اوراق پر کنید . در نگاه افراد حجم کاری که دیده می شود مهم است . اگر می دانید قرار است کسی در دفتر کارتان در مورد کارش با شما دیدار داشته باشد اسناد و مدارک مربوط به او را در میان اوراق خود گم و گور کنید و بعد در حضور او دنبالشان بگردید .
4 ـ از منشی تلفنی استفاده کنید و حتی المقدور به تماس ها پاسخ ندهید :افراد برای این که چیزی به شما بدهند با شما تماس نمی گیرند ، آن ها تماس می گیرند تا شما برای آنها کاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست !!!
5 ـ ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید ! :ظاهر پریشان شما رئیس تان را متقاعد می کند که سر شما حسابی شلوغ
است .
6 ـ کاری کنید که به نظر برسد تا دیر وقت کار می کنید !:همیشه دیر دفتر را ترک کنید به خصوص زمانی که رئیس تان در اداره است . می توانید از این فرصت برای خواندن مجلات ، کتاب ها و سرگرمی های این چنینی که همیشه قصد انجامشان را داشتید ولی فرصت نکره اید استفاده کنید .
7 ـ آه بکشید :زمانی که افراد زیادی اطرافتان هستند وانمود کنید دارید به سختی کار می کنید و بعد با صدای بلند طوری که همه بشوند آه بکشید . تصور حجم بالای کاری که دارید انجام می دهید آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد .
8 ـ از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده کنید :اگر چنین واژه هایی بلد نیستید معادل انگلیسی کلمات مرتبط با حوزه کاریتان را پیدا کنید و به خصوص هنگام صحبت کردن با مافوق خود به جای کلمات فارسی از آنها در جملاتتان استفاده کنید . مهم نیست که او متوجه آنچه می گویید ، می شود یا خیر ، مهم این است که شما تأثیر گذار به نظر می رسید .
ولی یک توصیه :مطالب فوق را به چشم طنز بخونید.و سعی کنید مثل قبل کارمند وقت شناس و پر کاری باشین.
میتوان همچون عروسکهای کوکی بود
با دو چشم شیشهای دنیای خود را دید
میتوان در جعبه ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لا به لای تور و پولک خفت
میتوان با هر فشار هرزه دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
آه من بسیار خوشبختم
منبع:فروغ فرخ زاد
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Baby I was there all alone
When you'd be doin things that i would wit you
I picture you and me all alone
I'm wishing there was someone i can talk to
I gotta get out outta my head
Buy baby girl I gotta see you once again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
(Every night and now) when I go to sleep
I couldn't stop dreaming about you
Your love has got me feeling kinda weak
I really can't see me without you
And now you're runnin round in my head
I'm never gonna let you slip away again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I want you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Today when I saw you alone
I knew I had to come up and hold you
Cuz girl I really gotta let you know
All about the things you made me go through
And now she lookin at me in the eye
And now you got me hopin I ain't dreamin again,
Again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I want you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
You're the one that I want and no one can take
It from me
No, no, no, no, no
Even though I don't really know you
I got a lot of love I really wanna show you
And you'd be right there in front of me
I can see you passin in front of me
No, no, no
Girl I need your love
Baby I need your love
در همایش ملی تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان 26 سخنرانی علمی و 120 مقاله به صورت پوستر ارائه خواهد شد.
دکتر یونس محمدزاده دبیر این همایش گفت: در نخستین همایش ملی تربیت بدنی پس از اخذ مجوزهای لازم و اعلام فراخوان 300 مقاله علمی و پژوهشی به دبیرخانه همایش ارسال شد که به علت فراوانی و اهمیت موضوع این همایش یکی از بزرگترین همایشهای ملی ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی است. مقالات پس از داوری توسط 36 نفر از استادان و اعضای هیأت علمی برجسته دانشگاههای سراسر کشور مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت و 120 مقاله به صورت پوستر و 26 مقاله به صورت سخنرانی پذیرفته شد که محققان راه یافته طی دو روز در محل سالن اجتماعات باشگاه فرهنگیان شیراز به ارائه گزارش خود میپردازند.
وی افزود: در راستای استفاده بیشتر از دستاوردهای علمی جدید با استفاده از استادان مجرب علم تربیت بدنی چهار کارگاه آموزشی در زمینههای مدیریت و رهبری در تربیت بدنی توسط دکتر فریدون تندنویس و شیرین زرتشتیان، کارگاه جو انگیزشی در ورزش توسط دکتر معصومه شجاعی، کارگاه علم تمرین توسط دکتر حمدی رجبی و کارگاه نحوه کاربرد دستگاههای بدنسازی آقای گرگیراق دبیر فدراسیون پرورش اندام در کنار این همایش برگزار میگردد و نمایشگاه کتاب و دستگاههای ورزشی گروه کراس عرضه خواهد شد.
دکتر محمدزاده از همکاری گروه ورزشی کراس، اداره کل تربیت بدنی استان فارس به عنوان همکاران مالی و فکری باشگاه پژوهشگران جوان و دانشجویان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان، مدیریت آموزش و پرورش ارسنجان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مؤسسه آهنگ سلامت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و شرکت نفت شیراز به خاطر همکاری صمیمانه تشکر کرد و گفت: امیدواریم که این همایش زمینهساز دیگر فعالیتهای علمی و تحقیقاتی و کاربرد آن در عرصه ورزش کشور باشد.
When the clock strikes twelve on December 31st, people all over the world cheer and wish each other a very Happy New Year. For some, this event is no more than a change of a calendar. For others, the New Year symbolizes the beginning of a better tomorrow. So, if you look forward to a good year ahead, spread happiness with these wonderful New Year wishes.
I wish you Health...
So you may enjoy each day in comfort.
I wish you the Love of friends and family...
And Peace within your heart.
I wish you the Beauty of nature...
That you may enjoy the work of God.
I wish you Wisdom to choose priorities...
For those things that really matter in life.
I wish you Generousity so you may share...
All good things that come to you.
I wish you Happiness and Joy...
And Blessings for the New Year.
I wish you the best of everything...
That you so well deserve.
HAPPY NEW YEAR FRIEND!
بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند
"جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود. 20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.
بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرامی گیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود. 40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.
آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حما سه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است
او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت:" برای شما قابل درک نیست!" و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:" مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم."
فیلمی که از وی ساخته شد
داستان "جان استفن آکواری" از آن پس در میان تمام ورزشکاران سینه به سینه نقل شد"حالا آیا یادتان هست که نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه کسی بود؟
دکتر علی شریعتی متفکر و اندیشمندی بود که در یک دوره تاریخی، تاثیر فزایندهای بر اندیشههای فرهنگی و اجتماعی گذاشت.
وی درباره برخیاز حوادث تاریخی و مذهبی ازجمله حادثه کربلا دیدگاههایی را عنوان کرده است.
برخی از سخنرانیها و نوشتههای شریعتی در مورد شهادت امام حسین (ع) و حادثه کربلا، از جمله آثار خوب وی به شمار میرود.
تاثیر امام حسین (ع) بر اندیشههای دکتر شریعتی و خلق روح حماسی و نگاه حسینی وی، در همه آثارش به وضوح دیده میشود.
بازتاب حماسه حسینی در جولان فکر و روحیه وی بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق است به گونهای که بسیاری از جریانات سیاسی و اجتماعی و رویدادهای تاریخی را با رویکرد به حادثه کربلا تحلیل و ارزیابی میکند.
پرداختن به عاشورای حسینی از منظر دکتر شریعتی بیشتر انعکاس یک قریحه قوی، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسی و بیتاب اوست.
از این رو در این نوشتار سعی شده در حد وسع، دیدگاه دکتر شریعتی در این موارد به تصویر کشیده شود.
* مفهوم شهید در اندیشه شریعتی
نوع فهم دکتر شریعتی از مفهوم عالی شهید، برداشتی خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامی است. وی در تعریف کلمه "شهید" میگوید: "شهید در لغت، به معنای حاضر، ناظر، به معنای گواه و گواهیدهنده و خبردهنده راستین و امین و هم چنین به معنی آگاه و نیز به معنی محسوس و مشهود ، کسی که همه چشمها به اوست و بالاخره به معنی نمونه، الگو و سرمشق است."
"شهید" زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب گر و روزی خوار نعمالهی است و این اصیلترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامی به شمار میرود ، چنانچه قرآن کریم نیز بدان اشاره میکند.
دکتر شریعتی در جای دیگر مینویسد: "شهید، قلب تاریخ است هم چنان که قلب به رگهای خشک اندام، خون، حیات و زندگی میدهد، جامعهای که رو به مردن میرود، جامعهای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست دادهاند و جامعهای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعهای که تسلیم را تمکین کرده است، جامعهای که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعهای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است.
شهید همچون قلبی، به اندامهای خشک مرده بیرمق این جامعه، خون خویش را میرساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را میبخشد."
شهادت، برندهترین سلاحی است که هیچ دشمنی را یارای مقاومت در برابر آن نیست. مرحوم شریعتی در اینباره مینویسد:"یکی از بهترین و حیات بخشترین سرمایههایی که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگی نیست که دشمن ما بر مجاهد تحمیل کند.
* مفهوم شهادت در اندیشه شریعتی از نظر شریعتی "شهادت" مرگ دلخواهی است که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری و بینایی خویش، آن را انتخاب میکند.
شهادت، در یک کلمه برخلاف تاریخهای دیگر که حادثهای، درگیری و مرگ تحمیل شده بر قهرمان و در نهایت یک تراژدی است،در فرهنگ ما، یک درجه است، وسیله نیست، خود هدف است، اصالت است، خود یک تکامل، یک علو است، خود یک مسئولیت بزرگ است، خود یک راه نیم بر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یک فرهنگ است."
* شهادت امام حسین (ع) در نظر شریعتی دکتر شریعتی همچنین مینویسد:"امام حسین (ع) یک شهید است که حتی پیش از کشتهشدن خویش به شهادت رسیده است نه در گودی قتلگاه،بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید حاکم مدینه که از او بیعت مطالبه میکرد ، "نه" گفت، این، "نه" طرد و نفی چیزی بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."
او همچنین مینویسد: "شهادت حسینی شرایط ویژه خود را میطلبد وقتی ظلم، انحطاط و انحراف همهگیر میشود و ارزشهای والای اسلامی مسخ میگردد و موعظهها بر گوشهای سنگین کارگر نمیافتد، حسین باهمه دانایی به عدم توانایی خود در پیروزی ظاهری بر دشمن، علنا به پیشواز مرگ میرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین کاری را که میشد کرد، انجام میدهد."
* شرایط نهضت امام حسین (ع) شریعتی پیرامون شرایط نهضت امام حسین (ع) مینویسد: "شکل مبارزهای که حسین انتخاب کرده، قابل فهمیدن نیست مگر این که اوضاع وشرایطی که حسین در آن شرایط، قیام خاص خودش را آغاز کرد، فهمیده شود.
اکنون حسین مسئول نگاهبانی انقلابی است که آخرین پایگاههای مقاومتش از دست رفته است واز قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنی حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یک شمشیر برایش نمانده و حتی یک سرباز! سالهایی است که بنیامیه همه پایگاههای اجتماعی را فتح کرده است."
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده،ارزشهای اسلامی رنگ باخته و دین با حاکمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف میرود.
امام حسین (ع) در چنین شرایطی برای اصلاح دین جدش قیام میکند و از یک سو، نیرویی برای تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سکوت خود مشعل امیدی نمیبیند.
* امام حسین (ع) مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد
دکتر شریعتی همچنین مینویسد: "فتوای حسین این است: آری! در نتوانستن نیز بایستن هست برای او زندگی، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است وبه دلیل این که زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زندهتر کیست در تاریخ ما، کیست که به اندازه او حق داشته باشد که زندگی کند؟ و شایسته باشد که زنده بماند.
نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگی کردن، آدمی را مسئول جهاد میکند و حسین مثل اعلای انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگی تحقق مسئولیت را تعیین میکند نه وجود آن را."
* هنر خوب مردن
شریعتی در اینباره نیز معتقد است: "امام حسین (ع) فرزند خانوادهای است که هنر خوب مردن را در مکتب حیات، خوب آموخته است.
آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا بههمه آنها که جهاد را تنها در توانستن میفهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است انتخابی که در آن، مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه معبد آزادی و محراب عشق، پیروز میشود و حسین وارث آدم - که به بنیآدم زیستن داد - و وارث پیامبران بزرگ - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."
* آثار شهادت امام حسین (ع)
شریعتی مینویسد: "برخی درباره آثار شهادت حسینی تردید کردند و آن را قیامی خواندهاند که شکست خورده است شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگ پیروزی بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد.
حسین با شهادت "ید بیضاء" کرد ، از خون شهیدان "دم مسیحایی" ساخت که کور را بینا میکند و مرده را حیات میبخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که شهادت جنگ نیست، رسالت است، سلاح نیست، پیام است، کلمهای است که با خون تلفظ میشود."
* شهدا زنده جاوید
شریعتی در این خصوص نیز معتقد است: "آنها که تن به هر ذلتی میدهند تا زنده بمانند، مردههای خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمدهاند ومرگ خویش را انتخاب کردهاند درحالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندن شان بود توجیه و تاویل نکردهاند و مردهاند، اینها زنده هستند.
آیا آنها که برای ماندنشان تن به ذلت و پستی، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زندهاند هر کس زنده بودن را فقط در یک لش متحرک نمیبیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش میبیند، حس میکند و مرگ کسانی را که به ذلتها تن دادهاند تا زنده بمانند، میبیند."
* مسئولیت ما
"این که حسین فریاد میزند پس از این که همه عزیزانش را در خون میبیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمیبیند فریاد میزند که: "آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد" مگر نمیداند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سئوال، سئوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سئوال،انتظار حسین را از عاشقانش بیان میکند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مینماید."
* حضرت زینب (ع) نمیتوان از کربلای حسین نوشت و در آن، از کار بزرگ زینبی یادی نکرد، زیرا حادثه کربلا با نقش مکمل و بیبدیل حضرت زینب (س) کامل میشود.
دکترشریعتی در این مورد میگوید: "رسالت پیام از امروز عصر، آغاز میشود. این رسالت بر دوشهای ظریف یک زن، "زینب" زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش.
آنهایی که گستاخی آن را دارند که مرگ خویش را انتخاب کنند، تنها به یک انتخاب بزرگ دست زدهاند اما کار آنها که از آن پس زنده میمانند، دشوار است و سنگین.
و زینب مانده است، کاروان اسیران در پیاش، و صفهای دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر میشود، از صحنه بر میگردد.
آن باغ های سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوی گلهای سرخ به مشام میرسد. وارد شهر جنایت!، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادی شده است، آرام و پیروز، سراپا افتخار بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد میزند: (سپاس خداوند را که این همه کرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا کرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...)
"اگر زینب پیام کربلا را به تاریخ باز نگوید، کربلا در تاریخ میماند." امام حسین (ع) مظهر و سمبل حق است که در همه عصرها، چون نمادی زنده و خروشان، ظهور پیدا میکند و همه کسانی را که از پاسداری حقیقت زمان خود طفره میروند، به یاری میطلبد و در واقع یاری طلبیدن امام عشق در کربلا، انعکاس موج اندیشه اسلامی برای کمک به حق در همه زمانهاست.
به واقع سیدالشهدا زندهترین شهید تاریخ است،نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف کربلای او، همه و همه در طول تاریخ برای همه نسلها نیروبخش، حیات آفرین، امید زا و انقلاب گستر است.
خون حسین، مایه حیات بخشی است که در گذر زمان بر کالبد ملتها دمیده میشود و آنها را به زندگی فرا میخواند و حسین (ع) زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید میشود وهمگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت میکند.
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به کراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
آیا تابحال خواب خود را فراموش کردهاید؟ آیا دچار بختک شدهاید؟ خوابهای رنگی چطور؟ آیا تا به حال دیدهاید؟
۱ – خواب دیدن افراد نابینا
کسانی که بعد از تولد نابینا میشوند میتوانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا میآیند نمیتوانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که میتواند به طور مجازی تمامی موقعیتهای فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.
۲ – ۹۰ درصد خوابها فراموش میشوند
نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش میشوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر «کوبلا خان» تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.
در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهی باشکوه و مجلل ساخته شد
جایی که رودخانه مقدس آلف
در میان مغاکهای بی حد و مرز
از انسان تا دریاهای بی افق
جریان داشت.
یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام «دکتر جکیل و آقای هاید ویلست» اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده خیالی یک رویاست.
۳ – همه مردم خواب میبینند
تمامی افراد (به جز مواردی از بیماریهای شدید روانی) خواب میبینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العملهای متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره سایر همجنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را میبینند.
۴ – خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری میکند
در آزمایش جدیدی که درباره خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.
۵ – فقط شناخته شدهها به خواب ما میآیند
رویاها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر میشود. ذهن ما چهره افراد غریبه را در عالم رویا نمیسازد، بلکه آن چهرههای افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمیآوریم یا نمیشناسیم. برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیدهاید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگی چهره صدها هزار نفر را دیدهایم، بنابرین ذهن ما منبع بیپایان شخصیتهایی است که هنگام خواب دیده میشوند.
۶ – همه افراد خوابهای رنگی نمیبینند
12 درصد افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان میبینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان میبینند. مثل موقعیتهای مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی میبینند، فشارها و ضربههای روانی بیشتری وارد میشود، هنوز ناشناخته است.
۷ – خوابها آنچه که میبینیم نیستند
اگر شما درباره چیز خاصی خواب میبینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر میبینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن میگویند. ذهن نیمه هوشیار شما میکوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه تشبیه: مورچهها مثل ماشینی که هیچ وقفهای ندارد کار میکردند.
ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمیکنید. به طور مثال هرگز نمیگوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.
۸ – ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری میبینند
کسانی که برای مدت طولانی سیگار میکشیدند و اکنون آن را ترک کردهاند، رویاهای شفافتر و پاکتری نسبت به گذشته میبینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیدهاند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف میدیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست میداد.همچنین ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمیدیدهاند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده میشده است.این خوابها شفافتر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.
۹ – محرکات بیرونی به رویاها حمله میکنند
خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیدهایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید، ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق میکند. سپس به صورت مداوم پارچهای بزرگ آب را مینوشید و خود را سیراب میکنید، دقایقی بعد دوباره تشنه میشوید و آب مینوشید، تشنه میشوید … آب مینوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار میشوید تکرار میشود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.
۱۰ – طی خواب بدن فلج میشود
می خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج میشود. به نظر میرسد این اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری میکند. بر اساس مقاله خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی میکنند که به القای خواب کمک میکند، نورونها سیگنالهایی را به نخاع میفرستند که که باعث آرامش بدن میشود و کمی بعد بدن بی حس و فلج میشود.
بیشتر بدانید:
- وقتی خروپف میکنید، نمیتوانید خواب ببینید.
- کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره خودشان خواب نمیبینند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان میبینند.
- اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضحتری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد میآورید.

MP3 128
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ Rapidshare Diretlink
چهار سالگی وبلاگم رو به همه دوستهای بلاگیم
تبریک میگم
ممنون که تو این مدت همیشه در کنارم بودین
و با نظرهای گرمتون منو یاری کردین
روزگارتان شیرین
شادیهایتان افزون باد
سناریوهای زیر تلاش میکنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.
لطفا با سوالات، به دقت پاسخ دهید و در انتها به توضیحات مراجعه کنید!
سوالات:
1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب میکنید؟
الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) گوزن
ت) اسب
2- به آفریقا رفتهاید. به هنگام بازدید از یکی از قبیلهها، آنها اصرار میکنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب میکنید؟
الف) میمون
ب) شیر
پ) مار
ت) زرافه
3- فرض کنید خطای بزرگی انجام دادهاید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب میکنید؟
الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار
4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب میکردید؟
الف) شیر
ب) مار
پ) تمساح
ت) کوسه
5- یک روز، با حیوانی برخورد میکنید که میتواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان میخواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده
6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب میکنید؟
الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده
7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دستآموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب میکردید؟
الف) دایناسور
ب) ببر
پ) خرس قطبی
ت) پلنگ
8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در میآمدید، کدامیک را انتخاب میکردید؟
الف) شیر
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر
توضیحات در ادامه مطالب ....
1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید؟
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بیبند و بار و آزاد هستند.
2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است؟
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.
3- دلتان میخواهد معشوقتان چه عقیدهای در باره شما داشته باشد؟
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطافپذیر
4- چه اتفاقی باعث میشود که شما رابطهتان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید؟
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمیدانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن
5- دوست دارید چه نوع رابطهای با او برقرار سازید؟
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه میخواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلبها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطهای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطهای پایدار و طولانی و بالنده
6- آیا به او خیانت می کنید؟
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام میگذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمیکنید.
ب: خوک- نمیتوانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت میکنید.
پ: گاو- خیلی سعی میکنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمیتوانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمیخواهید تعهدی بپذیرید.
7- درباره ازدواج چه فکر میکنید؟
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر میکنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر میکنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی میدارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج میترسید، فکر میکنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بودهاید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید
8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر میکنید؟
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و میتوانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمیافتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر میکنید عشق چیزی است که میتوانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..
پ: اسب- شما نمیخواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر میکنید.